عاشقانه - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:24
هر نفس با تو پر از اطمینانهر هوا با تو پر از احساس استبه نگاهت٬به کلامت سوگندزندگی با تو همه شیرینیزندگی با تو همه پرواز است...
تکه های من - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:24
شبی تاریک است میان ذهنمهوا پس و کابوسی از درد درونم جاریست شبی تاریک است و من دلم تنگ تمام با تو بودن هاست تنگ تمام عاشقانه هایمان بی تو هر شب کابوس می بینم کابوسی از تکه تر شدن٬ کوچک تر شدن شبی تاریک است محبوب من روشنش نمی کنی؟
گونه ی زمستانی تو... - تاریخ: 1398/9/15 ساعت: 0:24
دستانم را که بالا می گیرمخون فواره می زند از رگ های سرخ منمحبوب من!زخم می خورموقتی تمام لحظه ها بر سرم عمود می شوند.وقتی نگاه تومعشوقه ای دروغ به من پس می دهدوقتی کنار توسرد می شوم٬ به سردی گونه های یخ زده ی زمستان.
لبخند خاص تو - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 21:17
ماهی چشمانم با دیدنت لیز می خورد در حوضچه ی آبی اش لغزلغزان می تپد قلب واژگون من صدایت را که می شنوم دستانم داغ داغ می شوند با احساس حضورت جاودانه ات زیبای من! به من بازگرد جانم را سبز کن لبخند - ت پرواز می دهد افکار زنجیرشده ی من را مرا آزاد کن...
ماه تاب من - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 21:17
ماه من! روشنایی ناب شب های تاریک من! تو را دوستت دارم با تک تک کلمات عاشقانه ام آنقدر می خواهمت که تمام آسمان هم کم است آسمان با تمام ستاره هایش تمام ستاره هایش دریا با تمام امواجش رود با تمام خروشش روی تو را که دوستش دارم کم می آورد ماه من! دنیایم بی تو تاریک است به من بتاب
مروارید من - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 21:17
در دلم عشق تو می ماند چو یکی مروارید - در درون ماهی خودِماهی کم سود خودِماهی ارزان لیک مروارید - ش به بهایی عالی به نصیبی مانا. در دلم عشق تو تا به ابد می ماند...
فرشته ی بی مانند من - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 21:17
با تو بودن را، دوست دارم احساس میکنم فرشته - ای را در کنارم دارم. فرشته - ای با چشم هایی تیره چشم هایی که برقشان را،از خورشید هم دوست تر دارم فرشته جانم! با تو ماندن را به اندازه ی اقیانوس میخواهم ماند
بهار زمستانی - تاریخ: 1398/1/27 ساعت: 21:17
نوشتن برای تو خود٬بوی بهار - می دهد واژه ها حتی در نزدیکی یلدا با فکر تو٬ سبز می شوند گل می دهند. معشوقه ی زمستانی - من یلدایت فرخنده باد...
درگیر تو - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
درگیر شده ام٬ درگیر زیبایی های کم نظیر تو که گه گاه چون پژواک آرام فرشته ها می پیچد در سرم و مرا محوتر می کند... در میان تو!
موزون ترین موسیقی دنیا - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
موسیقی آن صدای تو چه موزون آفریده شده است که با وجود تمام تلاطم ها هم چنان آرام و سربه زیر راه خود را می رود در تنم در تمام تنم... موسیقی آن صدای تو!
جرعه ای از جام وجودت - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
حال من خوش نیست کسی کم دارم می دهی تا که فقط جرعه ای از جام وجودت بکشم در جانم؟
باد معکوس - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
رویاهایمان چه ساده به دست باد رفت همان هنگام که تو رویت را با اخم پوشاندی همان لحظه که من٬ بی تفاوت شدم از سردی تو کاش برگردیم کاش باد این بار در جهت معکوس بوزد و من تو را که سرد و اخم به چهره و بی تفاوتی تو را آن قدر محکم به سینه ام بفشارم که هیچ طوفانی جرئت نزدیک شدن نداشته باشد.
تو به یادم داری؟ - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
به نظر نم زده است اندکی تر شده است دفتر خاطره ها تو به یادم داری بعد پرواز پرستوی بهار؟ حین باریدن یک برگ ضعیف؟ من کمیشک دارم پر تردید شدم زین همه افکارخطا تو بیا لطفی کن لحظه ای را به کلامی گذران که در آن «دوستت دارم» احساس شود...
رویای من - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
رویایم دیدن دوباره ات دیدن دوباره ی آن چشم های ژرف تو دیدن آن برق خاص نگاهت لمس دست های خورشید وارت و یک آغوش پر از "دوستت دارم"های زیبایت
باران می زند... - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
هوا که سرد می شود باران که نم نمک به پنجره می زند دلم هوای تو را می کند قطره ها انگار نامت را فریاد می زنند با آن برخورد شدیدشان که شیشه ی پنجره هم درد می گیرد از دردشان به کدام راه رفته ای که من بی هیچ نشانه مبهوت مانده ام؟ آیا تو هم وقت باران هوای مرا می کنی؟
شعله ی پاییز - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
من برگ خشک من کوه غم. وقتی تو نیستی بهار هم رنگ پاییز است چه رسد به دل بی قرار من.
تردید - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
جهان من پر از تردید می شود با این قلب بی احساست با این صدای بی لرزشت با این همه استواری ات در نخواستنم! تو مگر همان نبودی که «یک لحظه ندیدنم» قلبت را می فشرد؟ اشکت را می چکاند؟ مگر خواب مانده ساعت قلبت که «روزها پشت هم» تیک تاک ساعت دیوار را میشنوی و خم به ابرویت نمی آید؟ گویی هیچ گاه مرا ندیده ای.....
آرام جانم! - تاریخ: 1397/8/11 ساعت: 0:35
آرام جانم! چند وقتی است زخم های تنم سر باز کرده اند هیچ مرهمی هم ندارم آرام جانم! خودت را به من می رسانی؟ آخر تنها امید من تویی. باور کن دلم از بس تنگ توست دیگر هیچ چیز درونش جا نمی شود. بیا نگذار ندیدنت حالم را از این بدتر کند. تنهایم نگذار. نبودنت مرا عذاب می دهد.
زمان ، بغض، فرو رفتن... - تاریخ: 1396/7/25 ساعت: 21:41
گاهی بغض می کنم...به رویارویی چشم هایی که سال هاست با یکدیگر بیگانه شده اندبه دور شدن دست هایی که مدت ها پیش قفل هم بودندبه مهربانی هایی که قلب های بی شماری را تسخیر کرده بودند، امااما حالا، پشت این پنجره ی نیلی آسمانپشت این قفس های زنگار بسته ی قدیم
هیچ چیز مثل مرگ تازه نیست - تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:41
چه رنجی است لذت ها را تنها بردنو چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدنو چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن !در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است .دکتر علی شریعتی